مقام
معظم رهبرى
معرفى فصلنامه فقه
اهل بيت (ع)
فقه اهل بيت ، باويژگيهايى كه در روش
استنباط و حتى منابع استنباط دارد و ميراث تلاش اجتهادى هزار ها فقيه و ابعاد ديگرى - كه اين مقال را
مجال بيان آنان نيست - پاسخ گوى همه نيازهاى قانونى
وحقوقى جهان امروز است. كافى است باذهنى جهان نگر،
تلقى درستى از انسان، اسلام وفهم دقيقى از رسالت
دين، به سراغ اين ذخيره عظيم رفت وباشناختى واقع
بينانه از نيازهاى نوپيداى انسان امروز، اشكال،
ابعاد ونيازهاى جوامع را بر منابع شيعى عرضه كرد.
اين كار، طليعه نهضتى جديد شده وايران شيعى را ام
القرى، راهبر جهان اسلام، مقتدا وپناهگاهى براى
مستضعفان جهان خواهد كرد.
در اين راستا وانجام اين مهم، بايسته است كه شوراى
مديريت انبوه استعدادهاى فاضلان جوان را به سمت
پاسخ گويى به نيازهاى نسل وجامعه امروز سوق دهند
ومدرسان واساتيد بزرگوار، باطرح مسائل مستحدثه در
درسهاى خود، توانايى فقه شيعه را در اداره جهان
امروز، بنمايانند وبزرگان با تاسيس مراكز پژوهشهاى
فقهى و نشر مجلات گوناگون تخصصى وعمومى، جنبش
وحركتى نو در حوزه فقاهت پديد آورند.
مجله فقه اهل بيت، كه اينك به لطف حق، در فضاى عطر
آگين جمهورى اسلامى، به خانواده مطبوعات
مىپيوندد، بر آن است كه با عنايت اهل بيت، صفحات
خود را به قطرهاى از اقيانوس علوم آنان طراوت
بخشيده ودر حد توان با يارى اساتيد بزرگوار حوزه
وفاضلان جوان، به تبيين مسائل مستحدثه فقهى
وموضوعات بايسته برون فقهى، پيرامون فقهى ودرون
فقهى بپردازد :
مسائل برون فقهى
حوزههاى علوم دينى باالهام از اصل (عليكم
بالمتون لا بالحواشى) كه دستورى براى مبتديان بود،
كمتر پا را از متون درسى ومباحث درونى فقه، فراتر
گذاشته واز دانشهاى جديد ومفيد وكارساز در فقه،
بهره بردهاند.
از آنجا كه اين دانشها ونگاههاى بيرونى، در بسامانى
وكار آمدى ونقد انديشهها وفراوردههاى فكرى
بسيار مفيد است، بايسته است اين قالبها كه مبتكر
برخى از آنها دانشمندان اسلامى بودهاند، بار ديگر
در حوزهها طرح شده وبه عنوان رشته درسى مقبول
اولياى حوزهها قرار گيرد. اينك برخى از آن سرفصلها
در اين مقوله:
1. بررسى مكتبهاى فقهى
با اين كه در تاريخ فقاهت، مجتهدانى صاحب
سبك ومكتب ظهور كردهاند، حوزهها از اين زاويه به
سراغ آن فقيهان نرفتهاند. اگر مكاتب فقهى مجتهدان
بزرگ بررسى ومقايسه شود، مكانيزم استدلال، شيوه
برداشت آنان از قرآن وسنت، مشى اجتهادى شان در
مواردى كه (نقلى) نرسيده است، اصول وقواعدى كه براى
اجتهاد ابداع كردند ومسائل جديدى كه بر فقه افزودند
و...
شناسايى، فهم ومقايسه گردد، آموزه وراهنماى خوبى
براى پاسخ گويى مسائل مستحدثه وبالنده كردن فقه در
روزگار ما مىشود.
2. تاريخ فقه واصول
امروز تاريخ علم در دانشگاههاى دنيا رشته
مخصوصى را ويژه خويش كرده است. تاريخ علم، هويت آن
دانش است وبه عالمان آن دانش اصالت مىدهد وآنان را
باگذشته تلخ وشيرين آشنا مىكند.
فهم تاريخ علم، عالم را بر آن دانش محيط مىكند،
روش برخورد با معضلات علم را مىآموزد وراه حل
مشكلات علمى را مىنماياند.
بايسته است در اصول وفقه، پژوهشى تاريخى شود، بدين
گونه كه زمان پيدايش هر اصل، قاعده ومساله شناخته
شود، طرح كننده آن اصل، قاعده ومساله معلوم شودو
علت افزودن وطرح آن ارزيابى وريشه يابى گردد وعكس
العمل نقدها وادله مخالفان روشن شود. اين امور،
طالب فقه واجتهاد را به چگونگى تحول ودگرگونى فقه
آشنا كرده به او مىآموزد كه چسان فقه شيعه از
مجموعههاى حديثى واصول اربع مائه به سطح (جواهر
الكلام) ارتقا يافته است.
اين شناختها، طالب فقه را توانا - در تاسيس اصول،
استخراج قاعده جديد، طرح مسائل نو وپاسخ گويى به
حوادث واقعه - مىكند.
در اين راستا، لازم است تاريخ علم اصول و تاريخ فقه
تدوين شود ومدارس فقهى هر منطقه ونقش اجتماعى،
سياسى كه اين مدارس فقهى داشتهاند، شناخته شود،
طبقات الفقهاء عالمان شيعه با اسلوبى ويژه نگارش
يابد ونقش وجايگاه هر فقيه در بناى اين ميراث عظيم
نمايان شود.
3. فلسفه علم فقه
امروز در كنار هر علمى، فلسفه آن دانش نيز
مطرح است. با اين كه به طور پراكنده در اصول ومقدمات
كتابهاى فقهى برخى مباحث كه امروز به نام فلسله علم
مطرح است، بحث شده، ولى لازم است اين موضوع نيز در
حوزهها به عنوان يك رشته علمى شناخته شود ومدرسان
وفاضلان در اين زمينه رساله، مقالهها وكتابها
بنويسند.
در فلسفه علم فقه، ماهيت بحث و روش پژوهش واجتهاد
مجتهد، ارزيابى مىگردد وچگونگى تحقق اين بحث وفحص
وساختار ومبادى ومقارنات آن بررسى مىشود.
محيط، نظريههاى فلسفى وكلامى، جهان بينى وتلقى
فقيه از انسان، رسالت ومكتب، در فتواى او موثر است.
مبادى روانى، ساختار اجتماعى، وضعيت سياسى وخواست
اجتماعى به استنباط فقيه جهت مىدهد. فلسفه علم
فقه، اين امور را بدون هيچ گونه جانبدارى از بيرون
بررسى مىكند.
در فلسفه علم فقه، از اهداف (شريعت) بحث مىشود وهر
يك از فتاواى فقيه با اين مقاصد محك زده مىشود،
زيرا هر مساله را در جايگاه خودش بايد قرارداد وآن
اهداف ومقاصد شريعت را در هر مسالهاى بايد مد نظر
داشت.
فلسفه علم فقه، هم علت فقاهت در فتواى يك فقيه را
نشان مىدهد وهم منشا اختلاف فقيهان را.
باشناخت فلسفه علم فقه، مىتوان رويارويى علما را
با مشروطيت ودفاع از آن تفسير كرد ونيز اختلافهاى
فقيهان را در ديگر زمينهها.
4. فقه وعلوم ديگر
هر انسان از محيط خود تاثير
مىپذيرد، تربيت خانوادگى، آموزههاى مدرسه،
عوامل محيطى واقليمى، شرايط اجتماعى، دوستيها
ودشمنيها افكار وروح او را مىسازد. چنانكه زندگى
اجتماعى نيز مرهون فراوردههاى دانش وعلمى است كه
در آن جامعه ارزش شده است وهمان علوم ودانشها،
زندگى اجتماعى را شكل وجهت مىدهد وافزون بر تاثير
در انديشههاى فقيه، روابط اجتماعى - كه موضوع فقه
است - تحول مىپذيرد. بر اين اساس، نمىتوان علم
فقه را بر كنار از تاثير دانشهاى ديگر وبى نياز از
ديگر علوم پنداشت. چنانكه علوم انسانى، اعتقاد
واخلاق فقيه در انديشههاى فقهى او موثر است علوم
تجربى ودستاوردهاى آن در قالب صنعت وتكنيك نيز در
موضوع سازى فقه وتاثير بر استنباط مجتهد از راه
موضوع، تاثير مىگذارد.
در چگونگى تاثير علوم حتى علوم تجربى در اجتهاد
وسرفصلهايى كه بايد در آنها كاوش شود گفتههاى
بسيارى است كه خود، مقالههاى مستقلى را مىطلبد،
فقط در اين جا به رابطه وتعامل فقه وحقوق جديد
اشارتى گذرا داريم:
5. فقه وحقوق
تعيين حقها وبحث حقوق كه فقه نيز
بدان پرداخته، ميدانها وبسترهاى جديد وموضوعهاى
گسترده وبسيارى پيدا كرده است. دهها روش ومكتب
حقوقى در دنيا سر بر آورده است. اين پيشرفتها بيشتر
در قرون اخير بوده است كه حوزهها از مسائل اجتماعى
وفضاى سياسى جهان بر كنار بودهاند، از اين روى، بر
فقه عرضه نشدهاند.
امروز، لازم است مباحثى چون: حقوق مدنى وشهروندى،
حقوق جزاى عمومى واختصاصى، حقوق تجارت با انواع ده
گانهاش، مسائل مربوط به حمل ونقل، امور مالى،
حقوق بين الملل، حقوق
دريايى، آبى وخاكى وفضايى، حقوق مخابرات
ورسانهها، حقوق دولت وتعارضهايى كه بين حق دولت،
حق جامعه با حق افراد پديد مىآيد، به هاضمه فقه
اسلامى برده شود. امروز فقط حدود دو هزار مساله
وقانون در درياها مطرح است.
متاسفانه با اين غناى فقه اهل بيت، در دريا وفضا از
قوانين سويس، فرانسه، ايتاليا، انگلستان و... وام
مىگيريم وروابطمان را بر اساس قوانين آنها پى
مىريزيم.
بايسته است حوزهها هم مباحث حقوقى جديد را بر
منابع فقه عرضه بدارند وهم از روشهاى تحقيق وحل
مباحث حقوقى در رشد وغناى دستگاه استنباط بهره برند
زيرا برخى پايههاى فكرى فقيه يك سلسله اعتباريات
واصول عقلانى وعرفى است وآگاهى از نظريات حقوقى
ديگران ومكاتب حقوقى، چه بسا نظر فقيه را تغيير دهد
يا تعميق وتوسعه بخشد. بى شك، با اصالتهاى انسانى
وجوهره فطرت پذيرى كه فقه اهل بيت دارد، ديدگاههاى
حقوقى شيعه، مترقىترين، انسانىترين
ودلپذيرترين نظام حقوقى در دنيا خواهد شد.
موضوع شناسى موضوعات مهبط احكام اند، چگونگى تلقى
از موضوع ونوع استنباط فقيه را جهت مىدهند. بدون
شناخت موضوع، فقيه نمىتواند حكم متناسب آن را
بيان كند.
گرچه موضوعشناسى در رديف علوم مورد لزوم مجتهد
شمرده نشده ولى مقوم استنباط صحيح ودرست است، زيرا
دهها عوارض، قيودات، ملاكات ومصالحى كه شرع بر حفظ
وتوجه به آنها نظر دارد وممكن است در وقتى دون وقت
ديگر، همراه موضوع باشند، به هنگام استنباط فقيه را
ملزم مىكند كه دريافت وشناخت صحيحى از موضوع
داشته باشد.
بنابر اين، سد ثغور موضوع نيز وظيفه فقيه است. او،
بايد حدود موضوع را كه در لسان دليل آمده مشخص
وتعيين موضوع كند. به گفته شهيد صدر:
(رابطه موضوع وحكم، بسان علاقه بين سبب ومسبب است،
مثل آتش وحرارت. همان گونه كه مسبب بنيادش بر سبب
است، حكم نيز، بر موضوعش مبتنى است، چه فعليت حكم
واستمرار وانقضاى آن منوط به موضوع است.)
بر اين اساس، رتبه موضوع پيشتر از حكم است. فقيه تا
موضوع را با تمام شرايط وخصوصيات نشناسد، مقومات
موضوع وآنچه در ساختار آن موثر است در نيابد، چه بسا
حكمى صادر كند كه همخوان با آن موضوع نباشد.
مجله، ستونى را در شمارههاى آينده به
موضوعشناسى مسائل مستحدثه، اختصاص مىدهد وهر
موضوع را از زبان كارشناسان آن در معرض افكار
وانظار فاضلان ومدرسان قرار مىدهد.
امروزه در عرصه پزشكى، روابط ديپلماتيك، در سطح بين
المللى، ميدانهاى رسانهاى واطلاعاتى، حوزه
اقتصادى، سيستم پولى و... مقولههاى پيچيدهاى
ظهور كرده است كه شناخت آنها، نياز به سالها مطالعه
وتخصص دارد.
مسائل مستحدثه
باظهور تكنولوژى جديد، بافت
وساختار جامعه متغير شد، شكل زندگى، روابط اجتماعى
وحتى زيست فردى ومعيشتى مردم چهره ديگر يافت.
اين تغييرها در گستردهاى فراخ وسريع وشتابنده
انجام گرفت ومهلت انطباق آنها باشريعت براى
مجتهدان وحوزهها دست نداد.
در انقلاب مشروطه، مباحث اجتماعى بر فقها عرضه شد
ومجتهدان طراز اول وارد عرصه سياست واجتماع شدند،
بزرگانى مانند مرحوم نائينى، آخوند خراسانى و...
گامهايى در اين ميدان برداشتند، ولى توفيق در خورى
نيافتند.
باظهور انقلاب مبارك اسلامى، اين مهم ضرورتى فورى
وحياتى يافت. بنيان گذار ورهبر انقلاب، كه خود
مجتهدى آگاه به زمان وواقف به دانشهاى حقوقى، سياسى
واجتماعى روز بود، باپشتيبانى ملت در كوتاهترين
مدت اركان جامعه را بر بنياد شريعت پى نهاد، به
گونهاى كه باشگفتى واعجاب متفكران، انديشه وران
وسياستمداران جهان رو به رو شد. اما تثبيت همه ابعاد
اقتصادى واجتماعى حكومت بر موازين شريعت وهمگون
ساختن مناسبات اجتماعى، سيستم معيشتى، جزائى،
قضايى، آموزشى، تربيتى وفرهنگ عمومى كارى زود رس
وآسان ياب نبود، مدت، فرصت، مبادى مقدمات وامكانات
وافرى مىطلبيد.
حوزهها كه پاسداران شريعتند ونگهبانان ديانت
ومبين حلال وحرام آن وبه تعبير رهبر معظم انقلاب:
دستگاه مولد فكرى نظام اسلامى اند، بايد به اين مهم
پاسخ گويند، اشكال جديد زندگى امروز ودگرگونهاى آن
را نيك بشناسند وبا انطباق آن باموازين شريعت،
مقررات، مناسبات وارتباطات اجتماعى را بر پايه
احكام زندگى ساز اسلام پىريزند.
بيشترين اوراق مجله را به بيان مسائل مستحدثه
اختصاص داديم، تا با بهره ورى از انظار فقيهان -
مسووليت شناس - حوزه وفاضلان گرانمايه در اين راه
قدمى برداريم.
مسائل وموضوعات نو پيداى بسيارى در اين روزگار رخ
داده است كه پاسخ مناسب مىطلبد. اين موضوعات در
تمامى عرصههاى زندگى فردى واجتماعى اين مرز وبوم
خود نمايى مىكند.
به دو دسته از اين موضوعات اشارتى كوتاه مىكنيم.
1. احكام جامعه ومظاهر جديد اجتماعى
با پيشرفت علم جامعهشناسى وروانشناسى
اجتماعى وشاخههاى متنوع ومختلف جامعهشناسى
جديد، افزون بر خود جامعه كه به عنوان نهاد حقوقى
نيرومندى شناخته شده، عرصهها وميدانهاى ديگر
جامعه نيز حقوق وحريمى ويژه پيدا كردهاند ودر
نتيجه مقولههاى اجتماعى طيف وسيعى از احكام حقوقى
را به خود اختصاص دادهاند. مسائلى چون زيست
محيطى، استانداردها، برنامههاى دولت در زيبا
سازى شهرها، حل مساله ترافيك وديگر مظاهر
ومقولههاى اجتماعى كه كم هم نيستند، هر كدام دهها
پرسش فقهى را به همراه خود دارند.
2. هنر
زيبا دوستى وجمال پرستى وديعه الهى وغريزهاى
فطرى است. اين گرايش سكوى عروج انسان به مقامات
عرفانى ومعنوى است. شاهكارهاى ادبى وگنجينههاى
هنرى وامدار اين تمايل بشرند.
جلوهها ومظاهر آن در انواع معماريها، نقاشيها،
مينياتورى، تذهيب، شعر در دوران گذشته ومقولههاى
گسترده ولطيف ودقيق آن، در روزگار ما، زندگى بشر را
تلطيف مىكند. امروز، در هنرهاى زيبا وشاخههاى
مختلف آن دانشكدههايى پديد آمده ودهها مركز
فرهنگى وهنرى باتابلوهاى زيبا ودلانگيز در هر كوى
وبرزن اين ديار چشم نواز است وفراوردههاى آن
مراكز هزاران جوان، نوجوان وپير وبرنا را تغذيه
مىكند.
افزون بر اين، بايد در قبال ماهواره كه امروز وفردا
امواج نامرئى آن درون خانهها را فرا خواهد گرفت،
موضعى درست وواقع بينانه گرفته شود. اين غول
رسانهاى جديد كه تهديدى عليه فرهنگ دينى وملى اين
مرز وبوم به شمار مىرود، ابزارى موثر در پيشبرد
دانشها، صيد وشكار رمز وراز پيشرفت كشورهاى
قدرتمند وكشف نقطه ضعفهاى آنان وشناسايى نقشهها
وحيله هايشان نيز مىتواند باشد. آمدن ماهواره،
مقدمه ايجاد دهكده جهانى است. اگر اين ايده جامه عمل
پوشد، چهره زندگى در جوامع اسلامى به گونهاى ديگر
خواهد شد وهزاران پرسش نو پيدا فراروى فقيهان ودين
شناسان قرار خواهد گرفت. دهكده جهانى نه تنها روابط
بين الملل را چونان معاشرت يك قبيله خواهد كرد كه
نظام خانواده ومشى ورفتار افراد جامعه را دگرگون
خواهد كرد. شناخت اين دهكده وراه مقابله با آثار آن،
از ضروريات فورى وحتمى حوزهها وپاسداران ايمان
وشريعت است. اگر امروز دستگاه اجتهاد براى پاسخ به
اين پرسشها آماده نشود، مغزهاى دهكده جهانى پرسشها
را جهت خواهند داد وذهن ودل جوانان اين مرز وبوم را
به تسخير خود در خواهند آورد.
خلاصه اگر امروز متوليان حفظ وحراست دين در جهان
اسلام، به چاره جويى نپردازند وپايگاهى نيرومند
وتوانا براى تبيين احكام شريعت بر فراز نكنند، در
غوغاى هجوم امواج، غافلگير خواهند شد.
اطلاع رسانى فقهى
اين بخش با هدف انتقال اطلاعات
علمى - پژوهشى در قلمرو فقه، استفاده از تجارب
فقيهان، نقد وبررسى فعاليتهاى پژوهشى در قلمرو
فقه، ارائه طرحهاى در دست پژوهش اشخاص ومراكز فقهى،
شناسايى ومعرفى خدمات پژوهشى در فقه، گشوده شده است
وبه كار نقل ونقد گفتهها ونوشتههاى فقهى در
مطبوعات وانتشارات مىپردازد وبه سمينارها
وبزرگداشتهاى فقهى وطرحهاى نو قابل اجرا در حوزه
فقه مىپردازد. اميد آن كه اهل قلم وپژوهشگران
مسائل فقهى ونيز آنانى كه دغدغه توانا سازى فقه اهل
بيت را در سر مىپرورانند، با ارائه كارها وطرحهاى
نو فقهى خود، ما را در اين مهم يارى كنند.
خاتمه
در اين مجله بر آنيم در محورهاى گفته شده
وموضوعات ناگفته ديگر، از فاضلان روشن فكر، فقيهان
متعهد واساتيد محترم بهره برده وبا اشراف
وراهنمايى كامل ومستمر مدير مسوول محترم مجله (آيت
اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى)، هديهاى ناچيز
تقديم ساحت اهل بيت عصمت وطهارت، بقيه اللّه
الاعظم، ارواحنا له الفدا، وحوزههاى علوم دينى
كنيم، اميد آن كه مقبول خداوند واهل بيت عصمت
وطهارت قرار گيرد.
|